داستانک دردانه:

کیاراد یه کتابی داره به اسم " صدای حیوانات" که عکس یک دختر خوشگل تو همه صفحات هست و من اسم این دختر رو "نازنین" گذاشته ام که موقع کتاب خوندن کارمان راحت باشه. مثلا میگم که نازنین خانم یه خروس داره که میگه...

امروز صبح سر سفره صبحانه که کیاراد داشت با اشتها غذا می خورد و با اداهای شیرینش دلبری می کرد، من بوسیدمش و گفتم کیاراد نازنین من کیه؟ اونوقت کیاراد راه افتاد به طرف کیاراد و از زیر بالش همون کتاب "صدای حیوانات" رو بعبارتی کتاب "نازنین خانم " رو بیرون کشید. البته گوشه کتاب بیرون بود و میشد فهمید کدوم کتاب هست. ارتباط دادنش برام خیلی قشنگ و جالب بود.


داستانک من: برای ختنه کیاراد دکتر گفت چون بزرگ شده روش حلقه جواب نمیده و بهتره جراحی بشه.

/ 4 نظر / 13 بازدید
سحر

در حوالی شب پرسه میزدیم و از درز پنجره های کوچک ستارگان قطره قطره نور میچکد. "نجوای چند سایه زیر سپیدار و خیابانهای خالی از سلام و تبسمهای تلخ شب......." صدای شب فقط همین بود سکوت" ما از این جاده گذشتیم و هزاران هزار خاطره ره اورد این جاده هاست. بی انکه بدانم این همه بغض گره بسته در گلویم از چیست؟؟؟؟ غبار پیراهنم را میتکانم ......... تموم زندگیم لبریز میشه از حسرت سلام عزیز..نمی خوای به من که تازه وبلاگم راه اندازی کردم سربزنی ..من که سرزدم دوست دارم تو هم یه سر بزنی مهربون...[گل]

لیلی

پروین جان چقدر دوست داشتنی هستن داستانک هات! واقعا حسودیم میشه با توانایی های زبانی کیاراد. دلم می خواست می تونستم یه گاز از لپاش بگیرم...در مورد جراحی نگران نباش. تو سوئد به ما گفتن ریسک حلقه خیلی بیشتر از جراحیه چون اگه حلقه دچار عفونت بشه و یا عضور مربوط کمی تورم داشته باشه دیگه نمی شه درش آورد و عمل هم ممکنه باعث نازایی بشه. فقط مراقب پرپوستی بعد از جراحی با ختنه باش. غیر از اون مشکلی نخواهد بود.

مامان محمود و نور

ماشالله به این پسر کوچولوی باهوش. برای ختنه اش هم نگران نباش انشالله به خیر و سلامتی انجام شه.

تارا

ماشالله به این کیاراد نازنین باهوش[دست]