دوستان خوبم که با پیام های پر مهرتون، با ارتباط تلفنی و با حضور صمیمی تان به من آرامش دادید، از تک تک شما سپاسگذارم. شادی و خوشی و سلامتی برای خود و خانواده تان آرزو می کنم...


من با اینکه قبلا هم به دور ماندن و ندیدن مادرم عادت داشتم، ولی اینبار چون که میدانم رفتنش ابدی بوده بعد از یک هفته دلم به شدت برایش تنگ شده است. کاش می شد تلفنی با آن دنیا حرف زد، حتی در حد شنیدن یک کلمه از زبان مادرم...نمی دانم برادر و خواهر هایم چه حالی دارند...در ظاهر سعی می کنیم به همدیگر تسلی دهیم ولی هیچ حرفی تسلی بخش این فقدان نیست...همه حرف ها را می دانم، اینکه او در دنیای زیباتر و بهتری است، اینکه او از درد کشیدن راحت شد و ...ولی با دل خودم چه کنم که بی تاب دیدنش و شنیدن صدایش هستم...چه کنم که هیچ گرمایی گرمای مهربان دست ها و صورت پر مهرش را ندارد...چه کنم که تمام روز ذهنم پر شده از خاطرات و حرف های مادرم...آخرین روز هایش و اینکه چه کارهایی برایش می توانستیم بکنیم که احیانا فراموش کردیم...تنها جایی که دلم می خواهد بروم سر مزارش است و تنها کاری که دوست دارم انجام دهم نماز خواندن برایش است.

....

.....

.....

مرگ چه بی تعارف و بی رحمانه عزیزترین کس آدم را با خود می برد.

دنیا چه کوچک و بی خود است و ما سرگرم بازی با اسباب بازیهایمان در این دنیا.

 

/ 36 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بیگ مام

پروین جان دلم تنگ شده بود اومدم که حالتو بپرسم و سال خوبیو برای تو و خونوادت آرزو کنم. یادمون باشه که مرگ پایان کبوتر نیست دوست خوبم [گل]

مامان ایلیا

سلام سال نوتون مبارک عزیزم دنیا وفا نمیکنه پس باید تا زمونیه که وجود داریم اون طوری که هستیم استفاده کنیم موفق باشید نوروزتون پیروز

دوست من

سلام پروین عزیز بهاران از راه رسید و خبر داد که دنیا منظم و پا برجاست و این حاکی از بودن و شروع زندگی ابدی و جاویدان هردوتاشون( مادر گرامی تو و مادر عزیزم ) شاد و نورانی باد امیدوارم با تلاوت قران و خیرات و صدقه ارتباط تو با مادرت محکم تر از قبل باشد خدا رحمتش کند و خدا به شما صبر جمیل عطا فرماید منم التماس دعا دارم[گل]

از خود با خویش

به حدی ناراحتم به حدی ناراحتم به حدی دلم چنگ خورد از نوشته ات که حد نداره تازه از ایران برگشتم که گفتم سری به نوشته های خوبت بزنم شوک شدم از شدت ناراختی اشکام روانه خدایا صبرصبرصبر ... حالم خوب نیست پروین جانم هیچی جز طلب صبر نمیتونم بگم....

ننه قدقد

عزیزم تسلیت میگم و در غمت شریکم. امیدوارم خدا تحمل دوری رو بهت بده. سال نو هم مبارک باشه

مامان فراز

خدا رحمتشون کنه و انشاءالله صبر برای تحمل دوری این بزرگوار رو بده. سال نوت هم مبارک

ری را

الهی بمیرم . اومده بودم تبریک سال نو بگم به تو و پسر خوشگلت ... ولی ظاهرا باید تسلیت بگم . امیدوارم خدا به دلت صبر بده و به روح مادرت شادی و آرامش .به خاطر پسرت سعی کن زودتر با قضیه کنار بیایی . منم از مرگ متنفرم چون یه روزی پدرم رو ازم گرفت یه روز هم پسرم رو ... فقط از خدا صبر بخواه و تلاش کن . شرمنده که اینقدر دیر متوجه شدم پروین جان . روحشون شاد ...

بهار

اومدم تبریک بگم... نمیدونم حالا چی بگم... تسلیت و همدردی منو بپذیر

شایلی

پروین جون میدونم بهار امسال براتون هیچ رنگ و بویی نداره امیدوارم خداوند بذر صبر رو تو دلتون بکاره و بتونین تسلی پیدا کنین

صبا

salam parvine azizam baad az modatha be soraghe dustane weblogi umadam va ba khundan in postet shoke shodam. ghame bi nahayatet ro ba tamame vojudam dark mikonam.omidvaram khodavand sabr bede!