مشکل از کجاست...

 این مطلب خواندنی امروز با ایمیل بدستم رسیده.


مردی متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوایی اش کم شده است ....

به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولی نمیدانست این موضوع را چگونه با او در میان بگذارد. به این خاطر نزد دکتر خانوادگی شان رفت و موضوع را با او در میان گذاشت. دکتر به او گفت برای اینکه دقیقتر بتوانی بمن بگویی که ناشنوایی همسرت چقدر است، آزمایش ساده ای وجود دارد، این کار را انجام بده و جواب را بمن بگو....

ابتدا در فاصله 4 متری او بایست و با صدای معمولی مطلبی را به او بگو. اگر نشنید، همین کار را در فاصله 3 متری تکرار کن. بعد در 2 متری و به این ترتیب تا بالاخره جواب بدهد.

آن شب همسر مرد در آشپزخانه مشغول تهیه شام بود و خود او در اتاق پذیرایی نشسته بود. مرد به خودش گفت: الان فاصله ما حدود 4 متر است. بگذار امتحان کنم... سپس با صدای معمولی از همسرش پرسید: "عزیزم شام چی داریم؟" اما جوابی نشنید. بعد بلند شد 1 متر جلوتر بطرف آشپزخانه رفت و دوباره همان سوال را پرسید، باز هم جوابی نشنید. باز هم جلوتر رفت و به درب آشپزخانه رسید و سوالش را تکرار کرد. باز هم جوابی نشنید. اینبار جلوتر رفت و درست از پشت همسرش گفت:"عزیزم شام چی داریم؟" و همسرش گفت: " مگه کری؟! برای چهارمین بار دارم میگم. خوراک مرغ."

حقیقت به همین سادگی و صراحت هست. مشکل ممکن است آنطور که ما همیشه فکر میکنیم در دیگران نباشد، شاید در خودمان باشد.

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

کیاراد عزیز سرما خورده و هر دو در مرخصی بسر میبریم. باز هم تمام وقت تو خونه ایم. شاید تا اواخر این ماه مهد نبرمش. از 25 این ماه که سمینار سالانه مان برگزار میشه میخوام دوباره هر روز چند ساعت برم. دیدن دوستان از اینور اونور دنیا و شنیدن کارهایی که کردند و همینطور شنیدن نظر استادهای بزرگ در زمینه کارم برام خیلی لذت بخش و مفید هست. هفته اول ماه بعد هم که باید دفاعیه ام رو تمرین کنم پیش استاد خودم و...

تا الان 9 تا اسلاید آماده کردم. رسیدم به اسلاید های وقت گیر!!

دعا کنین کیارادم طوریش نشه و زودتر خوب بشه حالش. ممنونم

/ 18 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
افشین

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] ما هستیم .... شیر زنان و دلیر مردان ایران - همرزمان ... جهت قدر شناسی از خانواده شهدا و جانبازان ...... جمعه اول آذر ساعت ۲ پس از نیم روز قطعه ۵۰ بهشت زهرا آرامگاه جانباختگان راه وطن - قطعه شهدا - گرد هم خواهیم آمد تا یادشان را گرامی بداریم و از معلولین جنگ ایران با اعراب حمایت کنیم ..... وعده دیدار ما در تهران بهشت زهرا قطعه ۵۰ در اهواز قطعه شهدا در شیراز قطعه شهیدان در قم قطعه شهدا در آبادان قطعه شهدای سینما رکس .... [گل][گل][گل] ما هستیم [گل][گل][گل]

پریسا

سلام خواهرم. حالت چطوره. حال عزیز دل خاله چطوره. به خدا خیلی شرمنده شدم که نتونستم این همه مدت بیام پیشت. آخه امسال یه طوری شه که هم درس می خونم و هم درس میدم. نرم افزارهای معماری تدریس میکنم. خیلی داغون شدم. معذرت میخوام. امیدوارم کیاراد هم من رو ببخشه. خیلی ناراحت شدم که شنیدم سرما خورده. مواظب دردونه باش دیگه خانم پس تو داری چیکار میکنی. اگه مریضیش زود خوب نشه وای به حالت. مواظب خودتون باشین. راستی چقدر اینجا تغییر کرده مبارک باشه عزیزم. امیدوارم خونه جدید به شادی باشه. [قلب][گل][خداحافظ]

تارا

سلام خوبی؟ کیاراد عزیز خوبه؟ بهتر شد انشالله؟ من به روزم. مهمانم میکنی به قطعه شعری؟

alfred1

سلام عزیزم کیاراد تپلی مپلیمون حالش بهتر شده انشاالله. [تایید] ممنون از تلفونت.خیلی خوشحالمون کردی.[لبخند] این مطلب جالب رو چندی پیش تو یک نشریه خوندم. [لبخند] راستی من قبل از همه یک کمنت نوشته بودم ولی به دلیل error اينترنتي ثبت نگرديده.[سوال] يه ماچ آبدار از لپاي كياراد عزيزمون لطفاً.[ماچ]

تارا

عزیزم اون عکسه زنبوره ولی ناراحت نشو خیلی شبیه مگسه. ولی مگس بیشتر روی چیزای کثیف میشینه ولی زنبور خوش سلیقه است ...

دوست من

سلام پروین جان خوبی؟اینروزها داره کم کم گرفتاری هام تموم میشه البته انشالا! عکس های جدید کیاراد خان رو دیدم دلم پر کشید پیشش ! واقعآ یکی از متعلقات من شدهین 1 دارم فکر می کنم کی ؟ و کجا؟ میتونم شما و پسر پهلوون عزیزتونو ببینم! الان زمان جیغ کشیدنش هم هست ! حتمآ دست و پا هم به سرعت میزنه !!!!!!!!! نه؟ مراغب گوشش باش که سرما نخوره ! گوش درد تحملش برای کودک سخته مامان خوبی هستی ماشالا ! مطمئنآ سلامتی و شادابی کیاراد مرهون زحمات شماست! موفق و سالم باشی ![گل][گل][لبخند][قلب]

مریم

...مغسی مامان پروین جان. راستی مرسی به ژاپنی چی میشه؟

lili

[گل][لبخند][قلب]

دوست من

امیدو ارم تا حالا که این یادداشت رو می خونی حال پسر نازنین خوب شده باشه و اسلاید ها رو دیده باشی و برای سمینار سالانه آماده شده باشی خیلی سخت نگیر ......بچه داری رو میگم ! یواش یواش یکدفعه می بینی که داره به دانشگاه می ره و انگار دیروز بود که بدنیا آمد انشالا[گل]