دیدار دوستان جانی...

اومدم بگم دیروز چشم ما روشن شد به دیدار دوستان جانی و از همصحبتی با لیلی عزیزم لذت بردم. هر چند زمان کم بود ولی ارزشمند بود. دیروز سعادت آشنایی با خانواده صمیمی لیلی عزیزم را داشتیم و چقدر خوشحال ام از این موضوع. راستش را بخواهید دوست دارم توضیح زیادی ننویسم و صبر کنم تا لیلی عزیز اگر دوست داشت با قلم شیوای خود در این خصوص بنویسد و بعد من در حد توانم بنویسم و اگر هم صلاح ندانست که بسنده می کنم به آنچه در وبلاگ کیاراد نوشته ام و البته عکس هایی که به زودی خواهم گذاشت. این را بگویم که لیلی عزیز و آراز قهرمان دوست داشتنی تر از آن هستند که از پشت این صفحه مجازی می توان تصور کرد. دیگر اینکه هنوز افتخار بوس و بغل آراز خان نصیبم نشده، و مترصد فرصت بعدی هستم که هم خود به این سعادت نایل شوم و هم نایب البوس از طرف شماهایی که خواسته اید باشم...


از کیاراد بگویم که هر روز با مزه تر از دیروز است.

ظهر تمام محتویات ظرف شکلات را خالی کرده روی فرش و می گوید: " هزار هزار ماشاا...خیلی قشنگ اولدی". و این جمله را در تشویق هنرش تکرار می کنه.

 

/ 8 نظر / 17 بازدید
نازنین مامان آرتین

لطفا به جای من هم نایب البوس ! باشید [گل]

لیلامامان مارتیا

میبوسیم هم کیاراد و هم آراز نازنین رو از راه دور کاش ما هم میتونستیم به دیدارشون نائل بیاییم منتظر خوندن خاطرات و دیدن عکسها میمونیم

نسرین

وای چقدر عالی که همو دیدید و بچه های هم رو از نزدیک جالبه که دوستیهای مجازیمون تکثیر بشه

وجیهه

به به خوش بحالتون!

مامانش

چقدر قشنگه که دوستیها صمیمیتر و پر رنگ تر میشن. امیدوارم همیشه دوستای خوبی نصیبتون بشه. حتما شنیدین که می گن گاهی دوست از فامیل بهتره چون دوست رو خودمون انتخاب می کنیم اما فامیل اجباریه[چشمک]

تارا

سلام عزیزم من به روزم!... کیاراد با مزه رو ببوس....

شایلی

آی گوربان سنه منیم شیرین شکر اوغلوم... امیدوارم درست تایپ کرده باشم گاهی اون 50 درصد رگمون همچین غلیان میکنه مثل الان با این جمله شیرین کیاراد جون... بازم میگیم خوش به حالتون ما هم میخوایم