نظر شما چیه ؟!

سلام

1-  دیروز یه مطلبی رو شنیدم در مورد مامانهای شیرده که بنظرم جالب اومد. اینکه بدن مامانهای شیرده یه هورمونی بعد از شیردهی شبانه ترشح میکنه که باعث میشه با اینکه در طول شب چند مرتبه از خواب بیدار میشن و خوابشون در واقع قطع میشه، بد خواب نشن و بلافاصله که سرشون را رو بالش گذاشتن دوباره زود بخوابن. البته برای من که همینطور هست و در واقع تا چشمم رو میبندم باز تغییر صدای تنفس کیاراد رو میشنوم که می خواد بیدار بشه و ساعت رو که نگاه میکنم میبینم دو سه ساعت گذشته. ولی نمیدونم مامانهایی که نصف شب بیدار میشن به بچه شون شیر خشک بدهند آیا نمیتونن دوباره راحت بخوابن!?

در کل دیشب که کیاراد یک و نیم نصف شب خوابید من داشتم فکر میکردم بعد از تولد بچه یه اتفاقی تو بدن مامانها میوفته یا یه هورمونی ترشح میشه و در هر صورت یه بلایی سرشون میاد که (دور از جون مامانهای دیگه بغیر از خودم) از خل شدگی در اثر بیخوابی های طولانی مدت جلوگیری میکنه. آخه من که تا بیام کم خوابی یه روز رو جبران کنم روز بعدی بهش اضافه میشه و جالبه که با اینهمه بیخوابی آدم از روزی شونصد بار شیر دادن و پوشک عوض کردن و ناز بچه رو کشیدن هم خسته نمیشه!!

حالا نظر شما چیه؟ چی میشه که اینجوری میشه؟!!


2- "سیمش قطع شد."

یه رادیو رو تصور کنین که روشنه و سر و صداش کلافه تون کرده. تصور کنین این رادیو دست و پا داره و  ضمن اون سر و صدا ها بالا پایین هم می پره!!! ناگهان یکی از سیمهای داخلش قطع میشه و رادیو در یک آن  از حرکت و صدا میوفته.

 کیاراد ما وقتی وقت خوابش میگذره و بد خواب میشه (مثل دیشب) ضمن اینکه داره شیر میخوره، دست و بال میزنه، تند تند نفس میکشه، غر غر میکنه و بی قراره و کلا هم خودش کلافه هست هم ما رو کلافه میکنه. چند دقیقه آخر که بی قراری دیگه به اوجش میرسه یک دفعه سیمش قطع میشه. دقیقا در یک آن چنان آروم میشه و بخواب میره که انگار ساعتهاست که خوابه!!! با تنفس آروم و بی صدا و قیافه کاملا ریلکس.

خب حالا لطفا مامانهای نی نی دار بگن که آیا موقع بی قراری نی نی های اونا هم این شکلی خواب میرن؟!

فعلا باید برم. کیاراد جونم داره بیدار میشه.بای بای

 

 

/ 17 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ری را

وای این هورمونه خیلی جالب بود . من همش ترس از بد خوابی های شبانه داشتم . چون در اثر به هم خوردن خوابم سریع سردرد می شم . خودمونیما چیزای خوبی می نویسی . راستی پروین جون یادت نره برام دعا کنی دو روز مونده ...

شایلی

سلام پروین جون... دقیقا با این نوشته موافقم... من زمانی که شاینا شیر خودمو میخورد با وجود اینکه بارها و بارها از خواب بیدار میشدم ولی صبح زیاد خسته نبودم اما حالا اگه فقط دو یا سه بار هم بیدار شه و شیر بخوره و بخوابه صبح کلافه و کوفته ام... البته ممکنه یه دلیلش آرامشیه که شیر دادن داره نه درست کردن میخواد نه حتی بلند شدن و خود شیر دادن هم آدمو یه جورایی مست میکنه ولی شیرخشک خیلی بده مخصوصا وقتی بچه ها طاقت همون یه ذره زمان درست کردنشو هم ندارن اون خودش یه سیکل معیوب ایجاد میکنه و بچه هم خوابش می پره... خلاصه بگم قدر شیر دادنو بدون[ماچ]

مامان فراز

سلام پروین جان، این مطلب جالبی بود. تا به حال از این کار هورمونها اطلاع نداشتم ولی من هم مثل شایلی اوایل خسته نمیشدم ولی بعد از مدتی صبح ها خسته تر از شب قبل بلند میشدم. در ضمن ممنون بابت زحمتی که کشیدی و اون وبلاگ رو ایجاد کردی . دست گلت درد نکنه. فکر میکنم با نظرات خوب بقیه بهتر بشه اداره کرد و برنامه ریزی کرد برای ادامۀ کارش. باز هم ممنون. من تو وبلاگ زایمان این خبر رو اعلام کردم

دوست من

سلام مطالب شیرن و در عین حال مفید و با ارزش می نویسی پروین جان به نظر من اسم اون هورمون عشق است که بعد از زایمان در وجود مادر از نوع شیرده و شیر خشک ده ترشح میشه این عشق یک طرفه دنیا را به تکان و جنبش درآورده وآرامش جهان در دست مادران است بعضی از نی نی های شیطون و با هوش دقیقآ به هنگام خواب گریه می کنند ! چون از این حالشون کلافه میشن و دلشون نمی خواد به خواب برند! تلاش می کنند که بیدار بمونند و ببینند دنیا چه خبره .......که ناگهان انرژی بدن نازنیینشون کم میشه و در مقابله با خواب مقلوب میشن من عاشق این بچه های باهوشم که این طوری می خوابند از جانب من یک بوسه ی با صدا به روی پیشونی کیاراد عزیز بنشان [گل][لبخند][گل]

مهسا

من و کورش هر دو آپیم . www.Koorosh-j-a.persianblog.ir www.Myfootstep.ir

مامان محمود

سلام پروین عزیز. مرسی که بما سر میزنی شرمنده که من هم خیلی سرم با این دو تا شیطون شلوغه. در مورد بیخوابی که نگو من هم دچار همین داستان شیردهی شبانه و کم خوابی هستم و تازه تا نوبت شیر نور تموم میشه محمود از خواب بلند میشه سر صبح و دیگه خواب نمیمونه ولی من تا سرم رو بزارم روی بالش رفتم گاهی شبها چشم بسته به نور شیر میدم! خودم خندم میگیره! در مورد دست و پا زدن هم نور اینطوری هی کلافه میشه ولی در یک لحظه بیهوش میشه. برم وبلاگ خود کیاراد رو هم ببینم میبوسمتون و انشالله که زیاد خسته نباشی.

لی لی

بووووووووووووووووووووووووووووووووووس[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][لبخند][بغل]

لیلا

مرسی عزیزم که سری به وبلاگم زدی من دانشگاه بین المللی شیمی محض میخونم خوشحال میشم اگه بتونم کمکت کنم.[ماچ]

لیلی

خوشبحالتون که یه کوچولوی ناز دارین.از طرف من ببوسینش من عاشق بچه هام. یه جایی تو کتاب روی ماه خدا را ببوس خوندم که لابه لای انگشتان معصوم کودکان میتوان خدا را دید بهم سر بزن مامان نازنین