معجزه تولد

 

سلام

این روزها بخشی از وقتم را اختصاص داده ام به خواندن خاطرات زایمان طبیعی هم در سایت های فارسی و هم در سایت های انگلیسی. خاطرات مربوط به زایمان در ایران یا در کشور های دیگر هستند, البته اغلب کسانی که در خارج از ایران هستند خاطره زایمانشان را نوشته اند. آنچه برایم تامل برانگیز است نکته ای ورای این جزییات است. جدای از اینکه مادری که میخواهد کودکش را دنیا بیاورد چه ملیتی دارد و در کدام کشور زایمان میکند,همیشه یک نکته مشترک  وجود دارد. درد و سختی زایمان, و نکته باور نکردنی اش شادی و آرامش بعد از دیدن کودک.لبخند

شاید شنیده باشید که میگویند سپیده دم درست بعد از تاریکترین لحظات شب فرا میرسد.

بر اساس خاطراتی که خوانده ام درد ها تا غیر قابل تحمل ترین حد که درست قبل از تولد نوزاد است اوج می گیرند و با تولد نوزاد پرتوهای امیدواری و عشق از پشت قله های تیره درد بر آمده و قلب مادر را در بر می گیرند و خنده و اشک شوق جایگزین فریادهای چند دقیقه پیش میشود!!

نمی دانم برای من چگونه خواهد بود. چند ساعت برای دنیا آوردن پسر نازنینم تلاش خواهم کرد؟ میدانم که در این مدت او هم در تلاش خواهد بود و فکر میکنم زحمت و تلاشی که او خواهد کشید و شاید دردی که متحمل خواهد شد, در تناسب با توانمان اگر حساب کنیم, بسی بیشتر از من خواهد بود در حالیکه او تنهاست ومن در اطرافم چندین کمک و پشتیبان خواهم داشت.

یک موضوع دیگر هم هست که میخواهم بگویم. قبل از دوران بارداری دیدن کودکان سالم برایم اصلا عجیب نبود!! آری دیدن کودکان سالم نه آنهایی که مشکلی دارند حتی کوچکترین مشکل ممکن.

از زمانی که باردار شده ام و خصوصا در این روزهای آخر به این می اندیشم که چقدر خوشبخت اند خانواده هایی که خداوند بهشان کودکی سالم هدیه می دهد. تصور اینکه کوچکترین جابجایی در بیان یک ژن و کوچکترین اختلال, میتواند منجر به بوجود آمدن کودکی با ایرادات غیر قابل پیش بینی گردد, باعث میشود احتمال تولد کودک ناقص در نظرم بیشتر از احتمال تولد کودک سالم بنماید, در حالیکه عملا هر روز هزاران کودک سالم بدنیا می آیند و کسی از دیدن این معجزه تعجب نمی کند.

 در حال حاضر تنها آرزویم این است که کودکم سالم باشد. خداوندا مرا لایق بدان. 

/ 6 نظر / 8 بازدید
lili

سلام پروین جانم.[گل] آخی عزیزم حالت رو درک میکنم...با اینکه مادر نشدم ولی چون یه دغدغه مشترک زنانه هست حرفت رو میفهمم. واقعا درسته حرفت...هیچ کس معجزه تولد نوزاد سالم رو جدی نمیگیره. انشا اله زایمان آسونی داشته باشی و خدا به تو مادر مهربون نازنین و بی نظیر یه پسر کاکل زری[بغل] سالم سرحال یعنی همون آقا کیاراد سوئیتی خاله لی لی رو بده عزیزم ![ماچ]

lili

پروین عزیزم[هورا]عیدت مبارک[ماچ][گل]

دوست من

سلام دوست خوب و عزیزم امیدوارم تا الان فارغ شده باشی اما اینو بگم بد نیست میدونی 9 ماه در تمام لحظات به یک روز نیندیش چون اون یک روز سریع فراموش خواهد شد منظورم از اون یک روز همان روز زایمان است که امری طبیعی و دردش فراموش شدنیست من الان مشهد مقدس هستم و برات دعا می کنم از لابی تهران هتل دارم برات می نویسم عازم حرم مطهر هستم و دعا گوی شما دوست خوبم

دوست من

[گل][گل][لبخند][گل][گل][قلب][گل][گل][لبخند][گل][گل][قلب][گل][گل] ایام بر شما مبارک باد امید وارم اولین لحظه که برای اولین بار نگاه مادرانه بر هدیه خدا می اندازی برایت مبارک باد همیشه سالم و شاد باشید

my dear

عزیزم کاملا حالتو درک می‌کنم(نگراني براي زايمان و سلامت فرزند). خودم مادر دو تا بچه خردسال هستم.البته سزارين شدم بخاطر تنگي كانال زايمان و عدم درد زايمان. با شنيدن اولين گريه نوزاد[گریه] بي اختيار اشكم سرازير شد.اشكي از صميم قلب. در هر دو زايمان.اميدوارم كوچولوي نازنين شما هم كاملا سالم دنيا بياد.[گل][ماچ]

مامان هنا

خدا رو شکر که حسابی روحیه داری و آماده گامباره کردنی! ما هم منتظریم که روی گل پسرت رو بعد از این همه تلاشش برای زندگی و بودن ببینیم. برای هر سه تون سلامتی آرزو می کنم.