دیروز تقریبا یک پست کامل نوشته بودم بدون ذخیره پیش نویس که در یک آن کامپیوترم خاموش شد و تازه متوجه شدم که باتری اش تمام شد...

افشان جان راست می گویی نم نمک دارد یک ماه می شود که مطلب جدید ننوشته ام. راستش یک هفته مسافرت بودیم و بعد هم کمی مشغول بودیم الکی الکی. شاید گیجی بعد از مسافرت بود ولی هنوز تمام نشده، مسافرت دیگری در راه است که از پنجشنبه تا دوشنبه خواهد بود.

و اما از پروژه پوشک گیری کیاراد می خواهم بگویم که هنوز پیشرفت خاصی انجام نشده است. کیاراد وقتی در مهد کودک است، وقتی بیرون از خانه است یا مهمان رفته ایم یا مهمان داریم پوشک می پوشد و در این وسط طفلک گیج شده که بالاخره جیش و پی پی را اعلام بکند خوب است یا چندان هم مهم نیست. البته در طول این یک ماه اتفاقات با مزه مثلا تشبیه کردن پی پی مبارک به پروانه توسط کیاراد یا حرف های عجیب و غریب دیگر و البته اتفاقات مهوع هم داشتیم که نگفتن شان بهتر است.

 کیاراد همچنان مهد کودک را دوست دارد ولی متاسفانه خواب صبح را این روز ها دوست تر دارد و ساعت 10 به مهد می رود. یک هفته ای می شود که ساعت حدود 4 صبح بیدار می شود و دیگر خواب ندارد تا یک ساعت که با تلاش فراوان شامل شیر خورد ن و قصه مجددا می خوابد. کتاب "کلید های برخورد با مشکلات خواب کودکان" را خوانده ام و می دانم که کارم در مورد شیر دادن اش و قصه برای خوابیدن اشتباه است و در تلاش هستم روش درستی جایگزین کنم.

از شیر گرفتن اش را موکول کرده ام به بعد از ختنه کردن اش!

از شیرین زبانی های کیاراد بگویم. مثلا همین دیروز که بابا کریم و عموی کیاراد مشغول انجام کاری هستند و دارند با دریل دیوار را سوراخ می کنند. کیاراد بعد از کلی کمک کردن! به آنها آمده تا چیپس اش را بخورد. صدای دریل که بلند می شود، با لحن گلایه و طلب کار می گوید: زیاد سر و صدا نکنند که من بتونم راحت چیپس ام رو بخورم. وقتی سر و صدا می کنند نمی تونم راحت چیپس ام را بخورم.

خاله معصومه برایش یک هلیکوپتر خریده و به کیاراد می گوید می بینی چه هواپیمای قشنگیه؟ کیاراد هم می گه نه، هلیکوپترهههه!

این روز ها سنگ و برگ جمع می کنیم و رنگشون می کنیم و با هاشون شکل می سازیم و کلا بهترین اسباب بازی های کیاراد همین سنگ ها و برگ ها و تکه چوب هایی هست که خودش از پارکینگ جمع کرده آورده است.تا کسی از او می خواد که چند تا از این اسباب بازی هاش رو بهش میده با لحن ناراحت میگه آخه تموم میشه برای من نمی مونه آخههههه.

کیاراد با هر وسیله ای که می خواهد چیزی درست کند به طرز عجیبی تقارن شکل و رنگ رو رعایت می کند.



و اما اسم و نویسنده کتاب "هوش هیجانی":

نویسنده ها:

Travis Bradberry

Jean Greaves

مترجم: مهدی گنجی

ویراستار: دکتر حمزه گنجی

پشت جلد نوشته شده:

نه تحصیلات، نه معلومات و نه هوش شناختی (آی کیو)، هیچ یک نمی تواند تعیین کند که چرا یک فرد موفق می شود اما فرد دیگری نمی شود. حتما ویژگی دیگری وجود دارد که ظاهرا جامعه برای آن هیچ توضیحی ندارد.

امروزه پاسخ این سوال به مفهومی به نام هوش هیجانی بر می گردد.



شما این ضرب المثل رو شنیدین که می گن پدر و مادر میتونین برای بچه شون تخت طلا درست کنند ولی نمی تونند بخت طلا درست کنند. به نظرم حداقل می تونند کمکش کنن حتی اگه آی کیو پایینی داشته باشه هوش هیجانی بالاتری داشته باشه تا در زندگیش موفق بشه.


در پیش دبستانی که دنیز دختر عمه کیاراد میره هوش بچه ها را سنجش کرده اند و گفته اند هوش دنیز 127 است و البته هوش یک دختر دیگر هم 135 تعیین شده است. گفته اند از روش "ریون" استفاده کرده اند و من هر چه گشتم چنین روشی پیدا نکردم. آیا شما مطلبی در این مورد می دانید؟

/ 21 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان فراز

ای جان. میبینم که آقا کپلی مدر عاملی به مهد میره[چشمک] من علی رغم کمجکاویم به دونستن خوش بچه ام ف کماکان موافق گرفتن تست هوش ازش نیستم. فکر میکنم دونستنش توفیری به حال آدم نمیکه. فقط شاد عذاب وجدان رو بیشتر کنه از این نظر که همه ش آدم به خودش میگه نکنه من کارم رو درست انجام نمیدم. بعد هم اون هوش عاطفی شاید خیلی مهمتر باشه. یکی از آشنایاین ما تو کار بیزینسه و کلن موفق . برخوردای خوبی داره و این یکی از عوامل مهم موفقیتشه به نظرم. چند مدت قبل با ژسر دبیرستانیش رفته بودند مشاوره. تست هوش هم گرفته بوده از خودش. نود و خورده ای بوده. یعنی تا این حد

مامان ارشیا

این فسقلیمون هم میره مهد[بغل]ای جانممم حسابی بماچش[ماچ] در مورد آی کیو نمیدونم .. اگه شما چیزی بیشتر متوجه شدین به منم حتما بگین که بر چه اساسی هست[نگران] هلیکوپتر خوشگلت هم مبارک.برای پروژه پوشک گیری هم انشالله بزودی زود موفق میشی[چشمک]

نسرين

حفظ تقارن نشون ميده كياراد وبلاگستان پارسي پسري بسيار باهوشه بدوت هيچ تست و آزمون ديگه اي

لیلامامان مارتیا

رسیدنتون بخیر برای پروژه پوشک باید دیگه نپوشونی تا بچه گیج نشه

مامانش

سلام مرسی بابت کتابهای قشنگی که معرفی می کنی. این کتاب مشکلات خواب همان است که به زبان اصلی می خواندی یا ترجمه آن است؟ خوشبختانه ما فعلا مشکل خوابمان حل شده!!! کاشف به عمل آمد که پسرک گرسنه می شده آخر در طول روز شیطنت مجالی برای خوردن شیر نمی گذاشته!!!! راستش من هم با اینکه کنجکاوم در مورد ضریب هوشی اما خیلی موافق نیستم.[گل]

مامانش

راستی یادم رفت بپرسم دارین میاین تهران؟ اگه اینجوریه به ما هم سر بزنین.[چشمک]

نیلوفر مامی سامی

تست ریون یه تستیه که برای تشخیص آی کیو بچه ها گرفته میشه! معمولا از 120 بالاتر طرف تیزهوش شناخته میشه!

شایلی

پروین جان راجع به پروژه پوشک گیری خیلی سخت نگیر من همیشه معتقدم چون این مساله در جهت رشد جسمانی بچه هاست خودشون همراهی میکنند و در مورد شاینا بهم ثابت شد هرچند بهتره تو هم کمی بهش اعتماد کنی مثلا موقع بیرون رفتن امتحانی نبندش بذار بدونه اگه بگه بهتره راستش شاینا وقتی شروع به اعلام کرد دیگه به هیچ وجه حاضر نشد پوشکش کنم و اگه می بستم اصلا توش حتی جیش هم نمیکرد چه برسه به پی پی... منهم کتاب مشکلات خواب رو خوندم و باید بگم بعد از خوندنش کلی آروم هم شدم چون مشکلم خواب صبح تا ظهر و دیر خوابیدن شبانه شاینا بود و وقتی دیدم تو کتاب میگه نباید با این مساله ناگهانی مقابله کرد تا حدی آروم شدم البته چون من تمام صبح وقت آزاد دارم و سرکار نمیرم کنار اومدن با بی برنامگیهای بچه برام راحت تره

شایلی

و اما راجع به تست هوش... منهم معتقدم تا زمانیکه انسان ندونه برای چی داره تست میده و با آمادگی حضور نداشته باشه این تستها نمی تونن کاملا بیانگر هوش واقعی باشند. چون بچه ها ممکنه تو شرایط تست اصلا حوصله نداشته باشند یا اون روز بدخلق باشند یا حواسشون پرت باشه در حالیکه یه بچه دیگه سرحال تر جواب بده همه اینها جوابهای نادرستی از تست ایجاد میکنند و بیشتر احساسهای خوب یا بد در والدینشون ایجاد میکنند... تست گرفتن برای بچه های پیش دبستانی به نظر من اصلا فکر درستی نیست