جشن فارغ التحصیلی به شیوه ژاپنی ها به همراه عکس

اول از همه میخوام بگم که کیاراد ما 5 امین دندونش رو هم در آورد. یعنی در کمال تعجب ما همزمان 3 تا دندون از بالا  در آورد و الان همشون قابل دیدن هستند. کیاراد گاهی دندوناش رو رو هم میماله و قروچ قروچ میکنه!! آیا بچه های شما هم اینکار رو میکنن ؟ طبیعی هست این حرکت؟!

و اما جشن فارغ التحصیلی به شیوه ژاپنی ها

دیروز مراسمفارغ التحصیلی دانشجویان دوره دکترا برگزار شد و من و همسرم هم مدارک مان را گرفتیم. کیاراد بعنوان فامیل ما در این مراسم شرکت کرد. چون هر دو دانشجو بودیم به ناچار اجازه دادند که در جایگاه ویژه رو زانوهای خودمان بنشانیم. از قبل صندلی هر کدام از دانشجوها بر اساس نوبت دریافت مدرکش مشخص شده بود و من و کریم یک ردیف از هم فاصله داشتیم. نوبت من 7 نفر بعد از همسرم بود و  زمانی که من برای دریافت مدرکم رفتم کیاراد همزمان با رئیس دانشگاه که داشت متن مدرک را میخواند شروع کرده بود به آواز خواندن و بعد از پایین آمدن از روی سن که رفتم بغلش کنم سر و صدایش بلند تر هم شد و من بناچار تا آخر مراسم خارج از سالن با کیاراد بازی کردم!

مراسم دقیقا راس ساعت 3 که قرار بود شروع شد. با اعلام مجری همه برای ادای احترام به پرچم ژاپن بلند شدند ایستادند و با اعلام مجری همه باهم تعظیم کردند و بعد با اعلام مجری همه باهم نشستند! بعد با دعوت مجری رئیس دانشگاه که از آن کت های دنباله دار خیلی رسمی پوشیده بود بلند شد و به حضار، اساتید حاضر در سن که در جایگاهشان نشسته بودند و به پرچم ژاپن ادای احترام (تعظیم) کرد و بعد پشت تریبون رفت. بعد از اعلام مناسبت مراسم بلافاصله شروع به دادن مدارک کرد. در آخر مراسم هم چنان که از همسرم شنیدم دقیقا 5 دقیقه سخنرانی کرده بود.

قبل از شروع مراسم به دانشجویان آموزش میدادند که از کجا و چگونه بالای سن بروند و به چه ترتیبی تعظیم بکنند. همزمان با توضیحات یک نفر هم روی سن اجرا میکرد!! از سمت راست وارد میشدی و بعد از رسیدن به وسط سن به اساتید سمت چپ که روبرو قرار داشتند تعظیم میکردی و بعد برمیگشتی به اساتید سمت چپ  و بعد به رئیس دانشگاه تعظیم میکردی و بعد یک قدم جلوتر رفته و منتظر میماندی تا مدرک تحویل داده شود. بعد از آن هم برعکس تعظیم های گفته شده را به ترتیب انجام داده و از سمت چپ سن خارج میشدی. ردیف جلو صندلی ها خالی گذاشته شده بود که افراد به ترتیب بعد از دریافت مدرک آنجا بنشینند تا کنار دست کسانی که میخواهند بروند روی سن خالی باشد که راحت تر بروند. 

خانم ها و آقایان طرز تعظیم جداگانه ای دارند که آقایان دست ها را در پهلو مایل به پشت قرار میدهند و خانم ها هر دو دست را در جلو تقریبا روی شکم یا کمی پایین تر!

از هر دانشکده ای کارکنان شان آمده بودند تا به امور دانشجوهای خود رسیدگی کنند. قبل از وارد شدن به سالن کاغذی که رویش طرح داخل سالن رسم شده بود و اسم همه دانشجوها روی صندلیشان مشخص شده بود تحویلمان داده شد که بلافاصله میتوانستیم جای خودمان را پیدا بکنیم.

بعد از مراسم پارتی بود که کیاراد هم از ساندویچ تخم مرغ خورد و این اولین باری بود که در یک مهمانی شرکت کرد و توانست از غذای روی میز بخورد.

تمام اساتید با مهربانی با دانشجوها سر صحبت راباز میکردند و اصلا هم دسته اساتید با اینکه هر کدام یکی از پست های کلیدی دانشگاه را داشتند خود را کنار نکشیده بودند.

مثلا معاون امور دانشجویی آمد خودش را معرفی کرد و گفت که متخصص کودکان هست و کلی با ما حرف زد و گفت اگه شما به غذای خاصی آلرژی نداشته باشین کیاراد هم میتونه همه چیز بخوره، و از خودش گفت...

 رئیس دانشکده پزشکی که چشم پزشک بود تقریبا نیم ساعت با ما حرف زد. جمله قشنگش که از دیروز تو ذهنم هست اینه که گفت 2 سال بعد از جنگ جهانی دوم دنیا آمده که ژاپن هیچ چیز نداشت. گفت که تا 12 سالگی هرگز جوراب نداشته و... و در کل گفت که بچه ها با هر شرایطی کنار میان فقط باید ببینند که پدر و مادرشون شاد هستند.

 یکی از اساتید که خیلی هوای دانشجو ها رو داشت آمد ما رو برد که تو عکس ها باشیم. آخر سر هم موقع خداحافظی دست کیاراد رو بوسید...

رئیس دانشگاه بسیار آدم افتاده ای بود. باهم عکس گرفتیم. گفت که 2 تا دختر و 1 پسر دارد که پسرش که بچه کوچیکش هست 32 ساله است و خودش 72 سال دارد...

عکس های مراسم را هم امروز به ایمیلمون فرستادند!

  خلاصه که من و کریم خیلی یاد مراسم ها و رئیس و روسای دانشگاه های ایران افتادیم...((آیکون گاو) به پیشنهاد همسر)


شادی پدر و پسر

ما و رئیس دانشگاه یاماگوچی ژاپن

کریم در حال دریافت مدرک دکترا از دست رئیس دانشگاه

من بعد از دریافت جایزه بعنوان دانشجوی برتر دانشکده



 

 

/ 22 نظر / 41 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هنا

وای هزار بار مبارکه پروین جان! هزار بار...نمیدونی اصلا حال و هوای امروزم عوض شد از بس که خوشحال شدم با دیدن عکس فارغ التحصیلی و تصور شادی خانواده کوچیک شما....خیلی سرم شلوغه وگرنه وای میستادم مفصل شادینامه می نوشتم برات...می بوسمت و باز هم موفقیتتون رو تبریک میگم....کیاراد گلمون رو بچلون[ماچ][ماچ][ماچ][قلب][قلب][قلب][گل]

پگاه

وای چقدر هیجان انگیز. مبارکه عزیزم.خسته نباشید. امیدوارم موفقیت هاتون همچنان ادامه داشته باشه. منم با این نظر که خوشتیپید شدیدا موافقم. الهی که همیشه شاد باشید و سلامت. سال خوبی در ژیش داشته باشید.

نسرین

چقدر با اینکه ندیدمت و زیاد نمی شناسمت بهت افتخار کردم اینکه تو یک ایرانی هستی و قله های بلند رو یکی بعد از دیگری فتح می کنی برای من به عنوان یک هم وطنت بسیار شیرین و لذت بخش بود خسته نباشی عزیزم و پیشاپیش سال نو هم مبارک

پرویز

[گل]درود بر تو خوب خوب[گل] ......سال نوتون مبارک...... ....وبلاگ پرویز به روز شد... 1.فرخنده باش نوروز باستانی .............................. 2.چارشنبه سوری و مطهری [گل]::::::::::::::::::::::[گل]

sheida

salam parvin joonam aziz linketon kardam emailam dadam be yahoo webwton khili khoshgele tabrik migam [ماچ][گل][گل]

صبا

سلام عزیزم! من رو هم توی شادیت شریک بدون. امیدوارم در کنار همسر و کیاراد عزیزم یله های ترقی رو طی کنی. از دیدنت خیلی خوشحال شدم . با وجود اینترنت کم سرعت دم سال تحویل. دوستت دارم. کیاراد رو ببوس. سال نو هم مبارک

آرزو

سلام گلی ها ااااااااااااااااااا...سال نو رو بهتون تبریک میگم ...سال پر برکتی داشته باشید................. booosssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssss

shirin

eyyyyyyyyyyyyyyyyyy jaanam MOBARAK BAASHE KHANOOM DOCTOR...BOOOOOOOOOS Shirin