کیاراد کتاب خوان

کیاراد مشغول کتاب خوندن است و من با شادی  از دور نگاهش میکنم ...

اسم کتاب " گربه کوچولو چه بویی میاد" هست که کیاراد از خاله معصومه مهربونش هدیه گرفته است. کتاب رو درست باز کرده و داره از آخر به اول ورق می زنه.  صفحه آخر عکس گربه هست و شکوفه های گیلاس. کیاراد میگه" میو" بعد بینی اش رو جمع میکنه و فس فس نفس میکشه که یعنی چه بویی میاد؟ بعدش با انگشت اشاره دست راست روی گل ها اشاره میکنه و میگه "گوووو" یعنی "گل".صفحه قبلش رو ورق میزنه. تو این صفحه گربه کوچولو سوار یه گاو هست که داره علف می خوره. کیاراد باز هم بینی اش رو جمع میکنه فس فس نفس میکشه  که یعنی "چه بویی میاد؟" و بعد میگه "مممماا" یعنی همون صدای گاو رو در میاره... میرم دوربین رو بیارم که به صدای حرکت من بر می گرده و بعدش هم اون کتاب رو میگذاره زمین و میره سراغ کتاب های دیگه. با اونا هم مشغول میشه به حرف زدن و من برای اینکه تمرکزش رو بهم نزنم از خیر تماشا کردن و فیلم گرفتن میگذرم...البته یه عکس گرفتم خوشبختانه.



وقتی به کیاراد اعلام می کنم که میریم ددر بلافاصله میاد جلو که بغل بگیر بریم و فرصت نمیده آدم لباس بپوشه... در نتیجه دیروز من خواستم مخفی کاری کنم و بهش چیزی نگفتم. یواش روپوش خودم و کاپشن کیاراد رو آوردم گذاشتم یه گوشه. کیاراد که مثل همیشه کوچکترین حرکت ما رو زیر نظر داره، فورا خودش رو به روپوش من رسوند و بلندش کرد و به طرف من گرفت و با ذوق گفت "ددر"...

 

/ 5 نظر / 14 بازدید
لیلی

پروین جان وقتی می بینم که کیاراد این فرصت رو داره که خوب اول ترکی رو یاد بگیره حسابی بهتون غبطه می خورم.... نمی دونی چه حس بدی دارم!!! همه دوستان ایرانی این اطراف فارس زبان هستن.... تو مهد هم که هلندی. ما هم که ترکی صحبت می کنیم... طفلک پسرم مونده چی بگه!!!! آفرین به کیاراد که توانایی هاش هم خیلی خیلی خوبه مخصوصا حرف زدنش. پروین جان به این پسر همشهری ترک کلی افتخار می کنیم ما. مخصوصا بابت ترکی حرف زدنش.[قلب]

مهسا مامان کورش

می بینم که پسرک با شیرین کاری هاش وبلاگ مامانش رو هم تسخیر کرده [خنده][ماچ]

لی لی

من عاشق بچه های 1 تا 2 سال هستم ... که تشنه یادگیری هستن ... ای جان ... زنده باشه

تارا

آفرین به این پسر کتاب خوان و تیز هوش می بوسمش ...

تارا

راستی من به روزم به یه فوتو هایکوی جدید...