ابوووو

چند روز پیش کیاراد رو بردیم دکتر. البته مریض نبود ولی ما هم میخواستیم چند تا مورد رو با دکترش مشورت کنیم و هم اینکه کیاراد یه چکاپ بشه.

مورد اول مسئله خوابش بود. کیاراد عزیز ما شبها تا صبح چندین بار از خواب بیدار میشه و چند دقیقه با چشم های بسته شیر میخوره و بعد میخوابه. اگه توجه نکنم به درخواستش به امید اینکه مجدد خودش بخوابه، کم کم هن هن اش تبدیل به گریه میشه و کاملا از خواب بیدار میشه. این موضوع ما رو نگران میکرد. فکر کردیم نکنه جاییش درد میکنه یا ما بلد نیستیم درست بخوابونیمش!! نظر دکتر این بود که عادت خواب بچه ها ارثی هست و احتمالا یکی از ما همین طور میخوابیدیم که بعد فهمیدیم حقا که "پسر کو ندارد نشان از پدر ...". بله بابا کریم دقیقا همین بلا رو سر مامان و باباش می آورده.

مورد بعدی همون نقطه های سفید روی لثه کیاراد بود که گفت اسم علمیشون Epithelial pearl هست و همون طور که قبلا کریم هم گفته بود در 60 الی 70 درصد بچه دیده میشه و جای نگرانی نیست. خودشون بعد از 1 یا 2 ماه از بین میرن. علتش رو متاسفانه نگفت چی هست و منم نمیدونم.

در مورد نشستن کیاراد، گفت که هیچ مشکلی برای ستون فقراتش  نداره فقط حواسمون باشه که ساپورتش کنیم تا نیفته. برای من بسیار عجیب هست که هیچ مقاله علمی پیدا نمیکنم که اشاره به ضرر نشستن در 5 ماهگی برای ستون فقرات بچه بکنه! ما همچنان محتاطانه رفتار میکنیم و تا حد امکان نمیگذاریم بنشینه.

دوست من میگفت که آب میوه رو بهتره رقیق کنم به بچه بدم و دکتر میگفت نیازی نیست. شما مامان های عزیز چکار میکنین؟ کیاراد این روزها آب سیب قرمز، آب هویج و شیر موز (با شیر مادر) می خوره که عاشق هر سه هست و با اشتهای کافی میخوره. در مورد مقدار غذا در روز های اول ممکنه لطفا منو راهنمایی کنین؟ الان کیاراد حدود 50 سی سی آب سیب ، 20 سی سی شیر موز و 30 سی سی آب هویج میخوره. البته هر روز یکیشون رو فقط.

و اما ماجرای "ابوووو" که بعنوان تیتر امروز نوشتم. کیاراد تا قبل از اینکه بره مهد خیلی سر و صدا میکرد و برای خودش مدام آواز میخوند ولی بعد که رفت مهد و در معرض یه زبان دیگه قرار گرفت کم حرف شده. امروز خیلی بیشتر از روزهای قبل با خودش آواز میخوند و صدا در می آورد. داشت حرف "ب" رو به انواع و اقسام مدل ها تمرین میکرد. مثلا این کلمه ها که همه با فتحه الف هستند: ابیدوو ، بابوو، ب بو بوووو، اب، ابیزوووو، ابوزووو، بابوزوو،اااااااابووووو، بوووااا، ابودوو، که نهایتا هم چندین بار کلمه "ابووو" رو تکرار کرد. حالا از انجایی که این کلمه در زبان عربی یعنی پدر، منم گفتم برای اینکه از قافله مادر هایی که بچشون زود به حرف میفته (مثل مارتیا جون باهوشمون) عقب نمونم، به شوخی هم که شده بیام بگم که پسرم یه کلمه با معنی!!!!!نیشخندچشمکگفته.

پسر عزیز یک و نیم دندونه من در معرض زبان ژاپنی قرار گرفته و زبان عربی یاد گرفته!!!!!!!

علاقه بسیار زیاد کیاراد به موسیقی برام خیلی جالب هست. بطرز باور نکردنی با علاقه و آرامش تمام به کنسرت یانی گوش میده و اواخرش هم می خوابه. (بعد از اینکه حداقل 40-50 دقیقه گوش میده). تازه اگه این وسط بخوام باهاش بازی کنم یا حرف بزنم ناراحت میشه و اعتراض میکنه.

کتاب و عکس (کلا شکل های رنگی) رو هم خیلی دوست داره.( عکس های عشق کتاب رو تو وبلاگش ببینین.)

خیلی وقتها فکر میکنم کاش یه منشی داشتم. کاش.ناراحت

 

/ 20 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان شنتیا

آفرین به این آقا کیاراد شما شک نکن که این گل پسر شما فقط صدا از خودش درنمی یاره. داره با مامانیش حرف میزنه. فقط مشکلش اینه که با زبون خودش حرف می زنه. اگه مامانی یه دوره کلاس پیشش بره دیگه می تونه زبونشو بفهمه.[چشمک]

صبا

خسته نباشی گلم.ایشالا به زودی کیاراد جون یه ماما قشنگ بگه تا خستگی از تن مامانی در بیاد[ماچ][گل]

دوست من

پروین جان خوبی؟ بیا به ما هم سری بزن خوشحال میشم

بهاره

پروین جان درمورد علاقه کیاراد یه موسیقی یه آهنگهایی که زمان بارداریت گوش میکردی علاقه نشون میده ؟

هنا

الهی قربون بابا گفتنت بشم...چه اشکالی داره خوب م امانت و ما هم دل داریم فکر می کنیم معنی داره اینایی که میگی. خوب داره ها فقط ما زبون فرشته کوچولوها رو نمی فهمیم. [ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ] کیاراد فنقلی کی میایی ما ببینیمت خاله؟ ببینم باید ژاپنی صحبت کنیم اونوقت باهات؟ تا یادمون نرفته زودتر بیا. [قلب][قلب][قلب][قلب]

هنا

خصوصی داری پروین جان. من رو ببخش که اینقدر بی معرفتی کامنت میگذارم. یک دختر شیطون و اینترنت عاریتی و... رو به عنوان عذر بپذیر.

مریمی

پروین جان! اگه موسیقی دوست داره یه cd هایی هست تو بازار(حتما اونجا هم هست) که قطعات باخ و موتزارت و ....رو مخصوص بچه ها ظبط کرده ! اصلا عکس روی جلد cd هم فانتزی و مخصوص بچه هاست! بگیر براش بذار گوش بده!

شایلی

سلام... من از آخر شروع میکنم... ای کاش منهم یه منشی داشتم کاش... شاینا تو سن کیارش عاشق گیتار بود و الان هم خیلی دوست داره و اگه مجالی داشته باشه دستش به گیتار باباش برسه یواشکی سیمهاشو میزنه... کتابهای رنگی ویژه تقویت هوش هوزادان رو هم خیلی با دقت نگاه میکرد حتمت اونجا هم هست حتما واسه کیاراد بگیر... اون دونه کوچولوها رو راستش دکتر شاینا یه بار دلیلشو واسمون توضیح داد که امان از پیری خواهر!!! یادم رفته چی بود!! ولی شاینا یه دونه رو لثه اش داشت و تا همین دو ماه پیش که از همون کنارش دندون درآورد اون دونه بود فکر کنم تو 4 ماهگی به وجود اومده بود... راجع به خوابش هم هی هی پروین جون دست رو دلم نذار که خونه آبجی... تازه کجاشو دیدی... ما الان حسرت ایام نوزادی رو میخوریم که چه خوب میخوابید... و دیگه اینکه قمبلی رو ببوس[ماچ]

صبا

خوشحالم که از قالبم خوشت اومده.خیلی دوستت دارم.ایشالا همه به آرزوهاشون برسن.بعدش هم من.[نیشخند]کیاراد رو ببوس[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]