مهد کودک آری یا نه؟!!

سلام از همه برای پیشنهادها و راهنمایی های خوبتون ممنونم. تصمیم گرفتم تا زمانی که میخواد راه رفتن یاد بگیره از روروئک استفاده نکنم.

دیروز متوجه شدم که توی مهد گهگاهی به قول خودشون حدود 30 دقیقه می گذاشتنش تو روروئک. در جواب تعجب من که گفتم الان براش خیلی زود هست و در ایران بعد از اینکه 6 ماه تموم شد استفاده میشه، مربی اش میگه مگه تو کشور شما همه بچه ها اینقدر درشت اند!!! خلاصه تاکید کردم که لطف کنند و استفاده نکنند.

چند وقت پیش که کیاراد 4 ماه و 3 روزه بود، مربی کیاراد می خواست به من خبر خوشی بده و گفت که کیاراد خودش به تنهایی میشینه!! من چشمام شده بود 4 تا و چندین بار ازشون پرسیدم که خودش به تنهایی؟!! و گفتم که نه نمیتونه. ما تو خونه نمیذاریم تنها بشینه. از اونطرف یه مربی دیگه برگشت گفت که البته ما فقط مدت کوتاهی نشوندیمش. از اونموقع تنها تو بامبو سیت مینشوننش و همون طور که چهل تکه عزیز گفتند منم باید بخرم. وسیله خوبی هست.

گاه به این فکر میکنم که مربیهای مهد از پسر من به جرم درشت بودن چه انتظاراتی دارند!!

هنوز هم معتقدم بچه حداقل قبل از 2 سال باید تو خونه پیش مادرش باشه. نظر سما چیه؟

/ 10 نظر / 38 بازدید
40تیکه

سوال سختیه ولی اگه دست من باشه بچه رو تا 5 سالگیش میزارم پیش باباش بمونه خونه! سوای شوخی فکر کنم از 7 یا 8 ماه دیگه بشه گذاشتش مهد.

غزال

به نظر من بهترین حالت برای بچه اینه که تا 2.5 سالگی با مامانش باشه و بعد هم ساعتهای محدودی رو بره مهد. از سه سالگی به بعد هم این ساعتها یه کمی بیشتر بشه .[گل]

مریمی(مامان آوا)

بهترین حالت اینکه تا 3 سالگی ژیش مامانش باشه !ولی خوب تو زندگی های امروز شاید نشه عملیش کرد! آوای من که درست تو یک سالگی رفت مهد!

مامان شنتیا

سلام پروین جون. خوبی؟ کیاراد کوچولو خوبه؟ از طرف من ببوسش[ماچ][ماچ][ماچ] در مورد مهد هر کس بر حسب شرایط زندگیش نظر خودشو داره. به نظر من خوبی مهد به اینه که: بچه مستقل تر بار می یاد زود تر استعدادهاش شکوفا می شه ارتباط اجتماعیش بهتر می شه اما از بدی های مهد اینه که: بچه ساعاتی از روز از عشق و محبت مادر محروم می شه هیچ کس مثل مامان از بچه نگهداری نمی کنه و دلسوز بچه نیست در مقایسه با خونه بچه در مهد در معرض خطرات بیشتری قرار می گیره و از اونجایی که استعداد بچه ها در یادگیری مسائل منفی بسیار فوق العاده هست [نیشخند] ممکنه بچه اون جوری که مامان دوست داره تربیت نشه. البته باز هم شرایط زندگی هست که معین می کنه بچه مهد بره یا نه. به هر حال امیدوارم زودتر به جواب برسی. [گل]

دوست من

سلام عزیزم خوبی؟ سوال خوبی کردی من که چند سال مهد داشتم و فکر می کنم خیلی وجدانی و با جهت الهی سعی بر ادامه ی این موسسه داشتم نظرم اینه که 3 تا 5 سال هرگز کودک از خانواده جدا نشه چون شخصییت و تربیت اصولی بچه دراین سنیین شکل ابدی می گیره و یاد گیری کودک دراین سنین زیاده اما زیر 2سال کمک پرستار مفید و خوبه ولی حتمآ زیر نظر مستقیم مادر یا پدر هرگز بیش از 1 الی 2 ساعت کودک را در مهد رها نکنیم من مادرانی را در دوران مهد دیدم که ساعتی یک بار با فاصله زمانی یا کوتاه و یا بلند مدت به مهد سرکشی میکردند و مادرانی داشتم که ساعت 6 صبح کودک را تحویل می دادند تا 6 بعد از ظهر تماس تلفنی هم نمی گرفتند و گاهی تا 10 شب یادشون میرفت بیان دنبال کودکشون که من و همسرم اون طفل عزیز که اسمش حمید رضا بود در آغوش گرفته و به درب منزل می بردیم مادر حمید رضا با تعجب می گفت : من فردا امتحان داشتم به مادر بزرگش سپرده بودم ببره !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! پروین جون بسیار کار پسندیده ای هست که در امور پرورش کودک خوبت مشورت می کنی موفق باشی[گل][لبخند]

دوست من

این کامنت جواب پست قبلی شماست توانایی بچه ها و رشد طبیعی اونها بر اساس هیکل و وزنشون حرکت نمی کنه بلکه رشد و نمو استخوان بندی در کودک پسر و دختر متفاوت و مشابه همه کودکان هم جنس خودشون باید باشه مثلا اگر کیاراد جون درشت و قوی هست نباید بگذاریم تا قبل از 9 ماهگی کامل بنشینه. به پشت او را در اغوش بگیرین و با تکیه بر آغوش شما بنشینه تا قبل از 9 ماهگی نشستن کامل برای ستون فقراتش بسیار مضر ست دختر 5 ماهه و پسر 9 ماهه ستون فقرات و لگن او آماده ی نشستن میشه این نوشته ها از تجربیات من و اطاعات پزشگی در دوران مهد بود که می بخشید [لبخند][قلب]

لیلی

من با شما موافقم. ولی باز هم باید مورد به مورد بررسی شود... باز هم دو سال پیش مادر منصفانه است....

صبا

سلام ژروین نازنینم باور کن از ته دل دوستت دارم.از محبتت ممنونم که به من سرمیزنی و نظر میذاری.راستش من خیلی وقت بود که به بچه فکر میکردم ولی جرات اینکه با همسرم مطرحش کنم نداشتم.حدوداَ از یه سال ییش.البته نظر شما هم درسته ولی من بعد از خوندن وبلاگهای مامانهای منتظر نی نی فهمیدم این حسها نه تنها طبیعی بلکه زیبا و آسمونی هم هست.توضیح کاملتر هم میذارم واسه یستهای بعدی وبلاگم.نظر تو رو هم کاملاَ قبول دارم.باز هم مرسی.دوستت دارم[ماچ][قلب][گل]

صبا

سلام ژروین نازنینم باور کن از ته دل دوستت دارم.از محبتت ممنونم که به من سرمیزنی و نظر میذاری.راستش من خیلی وقت بود که به بچه فکر میکردم ولی جرات اینکه با همسرم مطرحش کنم نداشتم.حدوداَ از یه سال ییش.البته نظر شما هم درسته ولی من بعد از خوندن وبلاگهای مامانهای منتظر نی نی فهمیدم این حسها نه تنها طبیعی بلکه زیبا و آسمونی هم هست.توضیح کاملتر هم میذارم واسه یستهای بعدی وبلاگم.نظر تو رو هم کاملاَ قبول دارم.باز هم مرسی.دوستت دارم[ماچ][قلب][گل]