من و دردانه ام







صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
درباره :
پروفایل
ایمیل مدیر وبلاگ
صفحه خانگی شود

مطالب اخیر
فنگ شویی
توصیه مفید!
استعداد یادگیری کلمات رنگین
عرضی نیست...
دردانه .... من!
!case report
اطلاع رسانی
من و مادرم...
دیدار دوستان جانی...
آیا کیاراد دلتنگ مادر بزرگش است؟


()

نویسندگان وبلاگ



آرشیو وبلاگ
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧


صفحات وبلاگ


لینک دوستان
زایمان شیرین ترین سختی دنیا
کودک شیرین من -وبلاگ آموزشی
نی نی به به -وبلاگ آموزشی
كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان
انجمن هنر های تجسمی تبریز
شبکه ملی مدارس
مرکز آموزش سرگرمی های سازنده
یونیسف ایران
یونسکو ایران
باهم و برای هم دعا کنیم
هنا مامان سارا و بهار
سینا و مامان شین
لی لی و فرشته اش
بهار مامان امیر و آوا
توت فرنگی و عسل
کیاراد دردانه خودم
ننه قدقد و هوچهر
آزیتا و سوشیانس
صبا و نی نی ناز
مهسا و کوروش
نسیم و سروین
نسرین و باران
جلاله بشارتی
شایلی و شاینا
ونوشه و سارا
افشان و مارتیا
هدیه آسمانی
شری و سامی
لیلی و کیان
شیرین و آیین
محمود و نور
ساناز و هلن
هاله و ارشیا
فاطمه و پریا
آرزو و طاها
فریبا و ایلیا
نونوش و آوا
لیلا و مارتیا
لیلی و آراز
شیدا جون
لیلا و فراز
دارا و آسا
بیگ مام
المیرا
ساره
تارا
بهار
شیوا و رومینا
نقاشی کودکان
قالب وبلاگ
اخبار ايران
طراحی وب سایت

آمار و خروجی
  rss 2.0  



لوگوی دوستان
وبلاگ فارسی

   

روزمرگی

دلم میخواد بنویسم ولی مطلب از پیش آماده ای در ذهنم ندارم. امروز روز خوبی بود. با هنا عزیزم تلفنی صحبت کرده ام. خیلی خوب و لذت بخش هست آدم با  دوستان وبلاگیش در دنیای غیر مجازی هم دوست باشه. هنا جان یک دنیا ممنون که این امکان را به من دادی تا صدای گرم و صمیمی ات را بشنوم، احساس بسیار خوبی دارم.

وقتی کیاراد می خوابه چند تا کار به ذهنم میرسه که زود انجامشون بدم  از جمله اینترنت گردی و به عبارتی دقیقتر وبلاگ گردی، حمام، جمع و جور کردن خانه و تلفن های شخصی ام. الان هم کیاراد خوابیده و من با اینکه خسته ام، با اینکه ظرف های نشسته شام به من آلارم میدهند و با اینکه برای فردا که عروسی دعوت هستیم باید لباس آماده بکنم، نشسته ام به انجام کاری که بیش از همه از ته قلبم می خواستم. گاه چنین می شود. بعضی کارها هستند که ضروری اند تا هر چه سریعتر و قبل از پایان زمان طلایی شان انجام شوند و بعضی کارها هم هستند که از ته دل آدم می خواهد که انجام بدهد و انگار چیزی داخل قلب اینور اونور میره و نمیگذاره آدم راحت باشه و روی کار دیگه ای تمرکز بکنه. اینجور وقت ها معمولا من یه ناخنکی به کار  دلخواهم می زنم و بعد میرم سراغ کار ضروری. مثل همین الان.

دوست  دارم نوشتن یاد بگیرم تا مثل خیلی ها روان بنویسم.میدانم که مطالعه مستمر میتواند کمک بکند ولی من هنوز نتوانسته ام زمانی برای مطالعه اختصاص بدهم. یعنی از وقتی برگشته ایم ایران تقریبا نصف از کتاب "زهیر" اثر پائو لو کوئیلو را خوانده ام. این کتاب را دوستم بمن پیشنهاد داده اند.

میشه خواهش بکنم برای من کتاب معرفی بکنید. راستش خیلی دوست دارم برم چند ساعت تو کتاب فروشی بگردم و خودم پیدا بکنم چیزی رو که میخوام و هنوز نمیدونم چی هست، ولی وقت کافی ندارم. امان از دست بی برنامه بودن!!!!

دوست دارم بنویسم تا کمی از گره های ذهنم باز بشه، تا کم کم بدونم که چرا گیج ام و هر کاری را به فردا موکول میکنم...

راستی کیاراد خیلی در حرف زدن پیشرفت کرده، طوری که گاه با خودم میگم بهتره اینجا ننویسم چون ممکنه حرف هام رو باور نکنین و به نظر بیاد که دارم سعی میکنم کیاراد رو باهوش جلوه بدم.

کیاراد تازه در آخرین روزهای ١١ ماهگی اش، شروع کرده به ۴ دست و پا رفتن. گاهی یکی دو قدم میره!!!!!!

کیاراد اکثر کلمه ها را میتونه بعد از ما تکرار بکنه مثلا به "خودکار" میگه "توددار". میتونه بگه "هانی"، " هادادی"*که به  ترتیب به معنی "کو" و "کجاست" در زبان ترکی هست.

کیاراد زبان و دهان و بینی و چشم و گوش و سر و مو و پا رو میشناسه و وقتی میپرسیم میتونه سریع نشون بده. میدونه که نشون دادن زبونش خنده دار هست و حتی گاهی برای شروع شیطنت و خنده زبونش رو نشون میده. بوس میکنه و نرم گاز میگیره و اینطوری دعوت میکنه به بازی و هیجان!

 مثل من عاشق تخم آفتابگردان هست و مثل بابا کریم عاشق بستنی!!

قول میدهم وبلاگ کیاراد را این دفعه با خلاصه ای از عکس هایش از ٧ ماهگی به بعد آپدیت بکنم.

فعلا شلامت باشید و نی نی هایتان شاد و سرحال.

*هادادی= هاردادی

 

...