من و دردانه ام







صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
درباره :
پروفایل
ایمیل مدیر وبلاگ
صفحه خانگی شود

مطالب اخیر
فنگ شویی
توصیه مفید!
استعداد یادگیری کلمات رنگین
عرضی نیست...
دردانه .... من!
!case report
اطلاع رسانی
من و مادرم...
دیدار دوستان جانی...
آیا کیاراد دلتنگ مادر بزرگش است؟


()

نویسندگان وبلاگ



آرشیو وبلاگ
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧


صفحات وبلاگ


لینک دوستان
زایمان شیرین ترین سختی دنیا
کودک شیرین من -وبلاگ آموزشی
نی نی به به -وبلاگ آموزشی
كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان
انجمن هنر های تجسمی تبریز
شبکه ملی مدارس
مرکز آموزش سرگرمی های سازنده
یونیسف ایران
یونسکو ایران
باهم و برای هم دعا کنیم
هنا مامان سارا و بهار
سینا و مامان شین
لی لی و فرشته اش
بهار مامان امیر و آوا
توت فرنگی و عسل
کیاراد دردانه خودم
ننه قدقد و هوچهر
آزیتا و سوشیانس
صبا و نی نی ناز
مهسا و کوروش
نسیم و سروین
نسرین و باران
جلاله بشارتی
شایلی و شاینا
ونوشه و سارا
افشان و مارتیا
هدیه آسمانی
شری و سامی
لیلی و کیان
شیرین و آیین
محمود و نور
ساناز و هلن
هاله و ارشیا
فاطمه و پریا
آرزو و طاها
فریبا و ایلیا
نونوش و آوا
لیلا و مارتیا
لیلی و آراز
شیدا جون
لیلا و فراز
دارا و آسا
بیگ مام
المیرا
ساره
تارا
بهار
شیوا و رومینا
نقاشی کودکان
قالب وبلاگ
اخبار ايران
طراحی وب سایت

آمار و خروجی
  rss 2.0  



لوگوی دوستان
وبلاگ فارسی

   

اولین بوسه عاشقانه من و دردانه ام

دیروز عصر کیاراد داشت با اسباب بازیهاش بازی میکرد و من پشت سرش نشسته بودم که اگر افتاد بگیرمش. یک آن متوجه حضور من شد، برگشت به صورتم نگاه کرد و در حالی که از شادی و هیجان پیدا کردن من چشم هاش برق میزد، دهانش رو باز کرده بود و داشت خودشو می چرخوند و میکشید بالا که برسه به صورتم. صورتم رو پایین آوردم و کیاراد عزیز من با دهان باز که آب دهانش جاری بود!!! دهان و گونه ها و بینی و چشم ها  و کلا همه صورت من رو خیس کرد. انگار میخواست منو بخوره. کلی کیف کردم از این احساس لطیف پسرم نسبت به من و هنوز هم لذت اولین بوسه پر احساسش قلبم رو پر کرده از خوشی.

گاه وسط بازی دستشو میاره جلو که صورت منو بگیره و یا دلش میخواد گاز بگیره، ولی دیروز کاملا متفاوت از این ها بود.


در زبان ترکی اصطلاحی داریم که میگیم "میرتینین باشی یاریم دی" که معادل دقیقش رو نمیدونم چی بگم ولی اگه کسی خیلی شاد و شنگول باشه و همش دلش بازی و شیطنت و هیجان بخواد این اصطلاح رو در موردش بکار میبرن. حالا این در مورد کیاراد صدق میکنه. اکثر اوقات با چشم های خندان نگاهم میکنه و آماده جرقه ای برای هیجان و خندیدن هست.

 

...