من و دردانه ام







صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
درباره :
پروفایل
ایمیل مدیر وبلاگ
صفحه خانگی شود

مطالب اخیر
فنگ شویی
توصیه مفید!
استعداد یادگیری کلمات رنگین
عرضی نیست...
دردانه .... من!
!case report
اطلاع رسانی
من و مادرم...
دیدار دوستان جانی...
آیا کیاراد دلتنگ مادر بزرگش است؟


()

نویسندگان وبلاگ



آرشیو وبلاگ
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧


صفحات وبلاگ


لینک دوستان
زایمان شیرین ترین سختی دنیا
کودک شیرین من -وبلاگ آموزشی
نی نی به به -وبلاگ آموزشی
كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان
انجمن هنر های تجسمی تبریز
شبکه ملی مدارس
مرکز آموزش سرگرمی های سازنده
یونیسف ایران
یونسکو ایران
باهم و برای هم دعا کنیم
هنا مامان سارا و بهار
سینا و مامان شین
لی لی و فرشته اش
بهار مامان امیر و آوا
توت فرنگی و عسل
کیاراد دردانه خودم
ننه قدقد و هوچهر
آزیتا و سوشیانس
صبا و نی نی ناز
مهسا و کوروش
نسیم و سروین
نسرین و باران
جلاله بشارتی
شایلی و شاینا
ونوشه و سارا
افشان و مارتیا
هدیه آسمانی
شری و سامی
لیلی و کیان
شیرین و آیین
محمود و نور
ساناز و هلن
هاله و ارشیا
فاطمه و پریا
آرزو و طاها
فریبا و ایلیا
نونوش و آوا
لیلا و مارتیا
لیلی و آراز
شیدا جون
لیلا و فراز
دارا و آسا
بیگ مام
المیرا
ساره
تارا
بهار
شیوا و رومینا
نقاشی کودکان
قالب وبلاگ
اخبار ايران
طراحی وب سایت

آمار و خروجی
  rss 2.0  



لوگوی دوستان
وبلاگ فارسی

   

هفته 38ام

سلام دوست های عزیزم

پسر کوچولوی نازنین ما فول ترم شد و دیگه هر زمان که تصمیم بگیره بیاد هیچ مشکلی براش پیش نمیاد و ما هم مشتاقانه منتظرشیم. 

و اما اسمی که ما برای دردانه زندگیمان انتخاب کردیم کیاراد هست که تو وبلاگ خودش توضیحات بیشتری داده شده. راستی خوشحال میشم نظرتون رو در مورد اسم پسرم بشنوم. 

 امروز اولین روز ازهفته ۳۸ ام است و من سعی میکنم ذهن خودم رو به طریقی مشغول کنم بلکه این روزها هم بگذرند.   نمیدانم شاید هم بهتر باشد سرعتم رو کم کنم و اجازه دهم خاطره این روزهای باارزش و تکرار نشدنی در تک تک سلولهایم ثبت شود.

طبق قراری که با استادم گذاشته ایم من باید نوشتن پایاننامه ام رو شروع کنم و بطور مرتب برایش ارسال کنم تا بتوانم اخر این ترم ( حدودا عید نوروز) دفاع کنم. در طول ترم هم اگرنیاز به انجام آزمایشهای تکمیلی باشد ِ میتوانم از بچه های لیسانس یا فوق لیسانس که همه مجردند و کلی وقت آزاد دارند بخواهم که برایم انجام دهند. برام خیلی جالب هست که استادم مدام تاکید میکنه که تو با بچه نمیتونی زیاد وقت بگذاری و از طرفی اینا (منظورش بچه های لیسانس یا فوق لیسانس هست ) هم وقتش رو دارن و هم برای خودشون هم خوبه!!! پس کارهای عملی اگه داشتی بسپار به اینا که بتونی بموقع دفاع کنی. اما من یه جورایی از اینکه کار خودم رو بندازم گردن کس دیگه ای حس خوبی پیدا نمیکنم.

تمام سعی ام رو میکنم که زیاد وقت تلف نکنم!!

پس فعلا بای بایبای بای

...