من و دردانه ام







صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
درباره :
پروفایل
ایمیل مدیر وبلاگ
صفحه خانگی شود

مطالب اخیر
فنگ شویی
توصیه مفید!
استعداد یادگیری کلمات رنگین
عرضی نیست...
دردانه .... من!
!case report
اطلاع رسانی
من و مادرم...
دیدار دوستان جانی...
آیا کیاراد دلتنگ مادر بزرگش است؟


()

نویسندگان وبلاگ



آرشیو وبلاگ
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧


صفحات وبلاگ


لینک دوستان
زایمان شیرین ترین سختی دنیا
کودک شیرین من -وبلاگ آموزشی
نی نی به به -وبلاگ آموزشی
كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان
انجمن هنر های تجسمی تبریز
شبکه ملی مدارس
مرکز آموزش سرگرمی های سازنده
یونیسف ایران
یونسکو ایران
باهم و برای هم دعا کنیم
هنا مامان سارا و بهار
سینا و مامان شین
لی لی و فرشته اش
بهار مامان امیر و آوا
توت فرنگی و عسل
کیاراد دردانه خودم
ننه قدقد و هوچهر
آزیتا و سوشیانس
صبا و نی نی ناز
مهسا و کوروش
نسیم و سروین
نسرین و باران
جلاله بشارتی
شایلی و شاینا
ونوشه و سارا
افشان و مارتیا
هدیه آسمانی
شری و سامی
لیلی و کیان
شیرین و آیین
محمود و نور
ساناز و هلن
هاله و ارشیا
فاطمه و پریا
آرزو و طاها
فریبا و ایلیا
نونوش و آوا
لیلا و مارتیا
لیلی و آراز
شیدا جون
لیلا و فراز
دارا و آسا
بیگ مام
المیرا
ساره
تارا
بهار
شیوا و رومینا
نقاشی کودکان
قالب وبلاگ
اخبار ايران
طراحی وب سایت

آمار و خروجی
  rss 2.0  



لوگوی دوستان
وبلاگ فارسی

   

بیمارستانی که من برای ویزیت میرم...

 سلام دوستان خوبم

امروز  پاهام به شدت ادم دارند و در نتیجه بهتره استراحت بکنم ولی نمی تونم, و چون کلا دراز کشیدن ( در هر شکلی که باشه) برام سخته سوال, در نتیجه الان پشت میز نشستم و پاهام آویزون هستند که باعث میشه ادم شون بهتر که نشه هیچ, بد تر هم بشه!ناراحت مخصوصا که الان حدود ١ ساعتی هست که مشغول وبلاگ خوانی هستم.

 ۶هفته دیگه نی نی کوچولومون دنیا میاد و من از ٣ هفته مونده به تولدش دیگه دانشگاه نخواهم رفتلبخند مگر در مواقع خیلی ضروری اونم اگه حالم خوب باشه. چون میخوام هر چه سریعتر دفاع کنم باید سعی کنم طول مدت مرخصیم تا حد ممکن کوتاه باشه. دعا کنید همه چی به خوبی پیش بره و نی نی جونم هم سر موقع و ترجیحا یه هفته زودتر دنیا بیاد و هیچ مشکلی هم نداشته باشه, اگه اینطوری باشه با کمک بابای نی نی من میتونم گه گاهی به دانشگاهم سر بزنم, تا ٢ ماهگی نی نی جون که میذاریمش مهد. خدا رو شکر اینجا تو مهد از بچه واقعا درست و اصولی نگهداری میکنن و عذاب وجدان آدم یه کم کمتر میشه.لبخند

امروز تو یه وبلاگی در مورد بیمارستان میلاد و طالقانی مطالبی رو خوندم که وقتی تو ذهنم با بیمارستانی که من میرم (مطب دکتر تو بیمارستان هست) مقایسه کردم کلی ناراحت شدم.گریه

 تنها بخشی از تفاوت مربوط به تجهیزات و این جور چیزها هست, چیزی که مهمتر هست مربوط به آدم ها و رفتارشون هست. تو هر موقعیت شغلی که باشن. من اعتقاد دارم هر کاری ارزش اون رو داره که به بهترین شکل ممکن انجام بگیره و اون موقع  که تو ایران بودم در تمام موقعیت های شغلی که داشتم سعی میکردم به این اعتقادم عمل کنم. نا گفته نماند که گاهی همکارام ناراحت میشدن که چرا من ارباب رجوع رو زیادی تحویل می گیرم!!تعجب

خلاصه اینجا همیشه و همه جا نظم در هر کاری و تمیز بودن همه چیز و همه جا و مودب بودن کارکنان ( چه اداره ,چه فروشگاه  و چه بیمارستان) اولین نکته ای هست که  توجه آدم رو جلب میکنه و برای من که  بارها عکس این شرایط رو تو ایران شاهد بودم, درس گرفتنی و تحسین برانگیز هست.تشویق

هر  بار که من برای ویزیت میرم, چون از جلسه قبل ساعت و روز ویزیت امروز مشخص شده, با کارت بیمارستانم ( که هر کی پرونده داشته باشه تو بیمارستان این کارت براش صادر میشه) از دستگاه خودکار برگه مربوط به ویزیت اونروزم رو می گیرم و میرم مطب. تو مطب به غیر از دکتر, چندین ماما و پرستار مشغول کارند. خانم های بار دار و غیر باردار توسط پزشک جداگانه ای ویزیت میشن.

کاری که اول باید انجام بدی اینه که

 ١- نمونه ادرار باید بدی. (تو توالت ظرف و خودکار هست که اسمت رو روی ظرف مینویسی و همونجا جای مخصوص نمونه ها میذاری)

٢- وزنت رو اندازه میگیری

٣- و با دستگاه فشار خون بسیار راحتی که اونجا هست فشار خونت رو اندازه میگیری و روی رسیدی که بهت میده اسم و وزنت رو هم یادداشت میکنی و بهمراه دفترچه بارداری تحویل پرستار مربوطه میدی.

تقریبا بعد از ١٠ دقیقه دکتر اسمت رو صدا میکنه که بری برای معاینه.

دکتر بعلاوه ٢ نفر پرستار و ١ نفر ماما منتظرت هستند. بعد از شرح حال و توصیه های لازم و....پرستارها با احترام تمام کمک میکنن که بری رو تخت برای سونوگرافی.( کم میمونه بغلت کنن بذارن رو تخت و وقتی هم که می خوای بیای پایین کم میمونه که کفشاتو پات کنن!!! خلاصه کلی آدم و لوس میکنن) . بعد که دکتر همه جای نی نی رو کامل بهت نشون و توضیح داد یه عکس هم از نی نی جون بهت میده که کیف ات تکمیل بشه. ( تازه اگه بگی ٢-٣ تا هم بهت عکس میده از دست و پای نی نی و ..) 

 

*یه چیز جالب دیگه برای من اینه که, سقف یه ریل کشی مخصوصی داره که از مطب به آزمایشگاه ادامه داره و نمونه های آزمایش بعد از اینکه  تو جعبه های خاصی قرار داده شد از این طریق به آزمایشگاه فرستاده میشه. برای نتیجه هم که سیستم کامپیو تری دارن.( اون موقع ها قرار بود تو ایران هم از این سیستم های جامع کامپیوتری برای تبادل اطلاعات بین بخشها راه اندازی بشه, الان نمیدونم به کجا رسیده؟)

الان دیگه باید برم یه کم به پاهام برسم, بد جوری باد کردن!!

امیدوارم حوصلتون سر نرفته باشه از خوندن این مطلب.

فعلا بای بای

...