من و دردانه ام







صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
درباره :
پروفایل
ایمیل مدیر وبلاگ
صفحه خانگی شود

مطالب اخیر
فنگ شویی
توصیه مفید!
استعداد یادگیری کلمات رنگین
عرضی نیست...
دردانه .... من!
!case report
اطلاع رسانی
من و مادرم...
دیدار دوستان جانی...
آیا کیاراد دلتنگ مادر بزرگش است؟


()

نویسندگان وبلاگ



آرشیو وبلاگ
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧


صفحات وبلاگ


لینک دوستان
زایمان شیرین ترین سختی دنیا
کودک شیرین من -وبلاگ آموزشی
نی نی به به -وبلاگ آموزشی
كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان
انجمن هنر های تجسمی تبریز
شبکه ملی مدارس
مرکز آموزش سرگرمی های سازنده
یونیسف ایران
یونسکو ایران
باهم و برای هم دعا کنیم
هنا مامان سارا و بهار
سینا و مامان شین
لی لی و فرشته اش
بهار مامان امیر و آوا
توت فرنگی و عسل
کیاراد دردانه خودم
ننه قدقد و هوچهر
آزیتا و سوشیانس
صبا و نی نی ناز
مهسا و کوروش
نسیم و سروین
نسرین و باران
جلاله بشارتی
شایلی و شاینا
ونوشه و سارا
افشان و مارتیا
هدیه آسمانی
شری و سامی
لیلی و کیان
شیرین و آیین
محمود و نور
ساناز و هلن
هاله و ارشیا
فاطمه و پریا
آرزو و طاها
فریبا و ایلیا
نونوش و آوا
لیلا و مارتیا
لیلی و آراز
شیدا جون
لیلا و فراز
دارا و آسا
بیگ مام
المیرا
ساره
تارا
بهار
شیوا و رومینا
نقاشی کودکان
قالب وبلاگ
اخبار ايران
طراحی وب سایت

آمار و خروجی
  rss 2.0  



لوگوی دوستان
وبلاگ فارسی

   

فنگ شویی

یک زمانی در دیار غربت احساس تنهایی می کردم. همصحبتی از جنس خودم نداشتم. شرایط ویژه ای داشتم و دنبال جایی بودم که هیجان ها و ترس هایم را با کسانی شریک شوم، با کسانی که خود این راه را پیموده بودند یا هم راه بودیم. بنا به تمام دلیل هایی که داشتم آن روز مطمئن بودم که کار درستی است گشودن پنجره ای رو به وسعت گسترده وب. الان بعد از مدت ها گهر هایی آورده ام از آن دریای گسترده، دوستی هایی با ارزش و تجربه هایی گرانبها.

مدتی است حس می کنم گهر هایم را یافته ام و درنگ بیش از این به دلیل طمع من هست و منجر به غرق شدن ام خواهد شد. می خواهم که ببندم این پنجره را و انرژیی را که صرف تماشای دور دست ها می کردم از این پنجره، صرف تماشای درون ام و عزیزان ام نمایم.

حس می کنم مطلب در خور توجهی که ارزشی به غیر از سرگرمی برای کسی داشته باشد از این صفحه برون نمی تراود، پس در گذر زمان می تواند در نزد دوستدارانش جایش را به صفحه ای بهتر بدهد...

.

.

.

از دوستان عزیزم و به ویژه دوست نازنینی که گفته بود این صفحه، صفحه خانگی اش است عذرخواهی می کنم. می دانید که جای دوری نمی روم. حالم کاملا خوب است و شاد ام. فقط ترمزی کرده ام تا مسیر را بیابم و فهمیده ام که این پنجره نبودنش برایم بهتر است...

برایتان روز های روشن و شاد آرزو می کنم...

.

.

.

.

بعد از چند روز این وبلاگ حذف خواهد شد.

پروین

15 / بهمن / 1389

...


توصیه مفید!

توصیه مفید من به شما خوانندگان محترم این وبلاگ این است که اگر در برنامه روزانه تان کلی کار انجام نشده و نیمه تمام دارید ( شامل کارهای روزانه منزل، شخصی و مطالعه یا کارهای علمی) و البته می باید ایمیل تان را هم چک کنید که برای این مورد تنها 5 دقیقه زمان در نظر گرفته اید، عاقلانه ترین کار آن است که ابتدا آن کوه عظیم کارهایتان را به پایان برسانید و سپس به چک کردن ایمیل بپردازید.

معمولا بحث های تئوری در عمل کارگر نمی افتند و چک کردن ایمیل ساعت ها به طول می انجامد، چرا که چندین کار مهم دیگر از قبیل سر زدن به وبلاگ های دوستان و مرور اخبار و فرستادن چند ایمیل و یا فوروارد کردن چند ایمیل مهم! هم هستند که ضروری بوده و در 5 دقیقه نمی گنجند و حیف تان می آید حالا که پشت کامپیوترتان نشسته اید انجامشان ندهید.

در نتیجه با اشتیاقی که برای این لحظه گرانبهای چک کردن ایمیل دارید کارهای دیگرتان را به سرعت انجام دهید و سپس با خیالی آسوده به وبگردی بپردازید.

این چند خط حاصل سالها تجربه بوده و نگارنده در نظر دارد از این پس به نصیحت خویش عمل نماید باشد که رستگار شود.






- این روز ها مشغول پروژه عظیم از شیر گیری دردانه هستیم. گزارش اقدامات انجام گرفته و موفقیت های کسب شده را در "کودک شیرین من" به ثبت رسانده ایم. اگر قصد چنین کاری دارید شاید مطالعه آن برایتان مفید باشد.


- همین چند لحظه پیش خوابید. دراز کشید که بخوابد، رفتم لحافش را آوردم، گفت نه با این ممکنه سردم بشه، اون پتو پشمی رو بیار. (پتو پشمی همان پتو مسافرتی است که پشمی می باشد.)


- توی تاکسی نشسته ایم، سر پیچ می پرسد: چرا وقتی دور می زنیم امکان داره من بیوفتم؟ اگه چطوری بنشینم نمی افتم؟

هر بار که توی تاکسی باشیم و بخواهیم بپیچیم این سوال را می پرسد ولی امروز عبارت "امکان دارد" برایم جالب بود.


- یک روز هم می پرسید که چرا وقتی سوار ماشین بابا هستیم بهش پول نمی دیم؟

 

عالمی دارم با بلبل زبانی هایش، خوش رنگ تر و زیباتر از فصل بهار.

...


استعداد یادگیری کلمات رنگین

باور بفرمایید یاد گرفتن حرف های رنگین و رکی ک هم استعداد می خواهد. استعدادی که متاسفانه دردانه من دارد. آن هم از نوع فوق العاده اش.

جدا از تمام حرف هایی که تا الان به لطف گوش های تیزش از اطراف جذب کرده، همین امروز صبح حین تماشای بارباپاپا دو کلمه در ذهنش به زیبایی نقش بست: "مسخره" و "مزاحم".

با اینکه کارتون به زبان فارسی هست و دردانه ترکی زبان، ولی مورد استفاده این کلمه ها را هم خوب و زود یاد می گیرد...داستانی دارم من با این پسر بر سر همین کلمات رنگینی که یاد می گیرد.

راستی دیشب وبلاگش را به روز کردم.

...


عرضی نیست...